سلام خدمت دوستان محترم من
من ازدست چنتا از دوستام ناراحتم که چرا به من سر
نمی زنند
و اولش از من میخوان تا دوباره وبلاگ بزنم
و وقتی که می زنم به من دیگه سر نمی زنند؟؟؟
دلیلش هم نمی دونم چیه شاید نوشته هام خوب نیست
خوب به من بگید که نوشته هام خوب نیشت تا من این چرت
پرت ها رو ننویسم. حتما من رو کمک کنی حتما حتما
***ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ***
به ناکم آنکه لحظه آشنایی را شیرین ترین لحظه و لحظه جدایی را تلخ ترین لحظه ها
نهاد
- یک دیگر را دوست بدارید،اما از عشق زنجیر مسازید.
- از نان خود به یکدیگر هدیه دهید،اما هر دو از یک قرص نان تناول نکنید
- در کنار هم بشینید،اما نه بسیار نزدیک؛زیرا ستون های معبد به جدایی بار بهتر می کشند
- دلهایتان را به هم بسپارید،اما به اسارت یکدیگر ندهید ؛زیرا تنها دست های زندگی است که می تواند دل های شما را در خود نگه دارد
منبع: http://www.hast.com/services/notes
ترجمه:سروش رضایی
(**فعلا منبع دچار مشکل هست**)
نوشته شده در چهارشنبه 28 اردیبهشت 1384 و 01:05 ق.ظ توسط سناتور عاشق
ویرایش شده در - و -
نظر ها []